سی و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بر همگان مبارک
این شعر بسیار زیبا با نام خورشید ولایت از دوست خوبم فرهاد اصغری سروده شده است
آنکس که در سیمای او شور حسینی بود
مرد یقین ، روح خدا نامش خمینی بود
خورشیدی از خط ولایت دور از تشویش
بر ظلمت شب داد پایان با طلوع خویش
شمع فروزانی که بی پیرایه خود را سوخت
تا شعله ی امید را در قلبها افروخت
راهی گشود از قلب تاریکی بسوی نور
تا روشنایی را کند با قلبها محشور
آزادمردی از تبار همّت و ایثار
جنگید با تبعیض و استبداد و استعمار
او ملّت خوابیده را بخشید بیداری
تا گام بردارند سوی دین و دینداری
او چشمها را با حقیقت آشنایی داد
او سینه ها را از وجود غم رهایی داد
او غنچه ها را با نگاه خود شکوفا کرد
او آیه های عشق را با شور معنا کرد
او گفت : شاه است و خیانت هست و بدنامی
باید در این کشور حکومت باشد اسلامی
دیگر نگویم از هدفهایی که در سر داشت
حالا دگر آن ملت خوابیده رهبر داشت
دشمن که از بیداری اسلام می ترسید
تنها ره معقول را تبعید او می دید
اما نه تبعید و نه زندان سدّ راهش شد
او انقلابی بود و لطف حق پناهش شد
زد پشت و پا بر ترس در آن لحظه ی حساس
تا ملّتی آزادی خود را کند احساس
ننمود خم در نزد اهل ظلم قامت را
ملّت از او آموخت ایمان و شهامت را
آنان که در نابودی دین سخت کوشیدند
با چشم خود پیروزی اسلام را دیدند
بیست و دوی بهمن تجلی یافت پیروزی
یعنی بهاران شد زمستان در چنین روزی
منبع: وبلاگ استحکام ایمان (فرهاد اصغری)
www.fraskol.blogfa.com